به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی قدس آنلاین ،مرحوم ایرج قادری متولد 1314 تهران، دارای تحصیلات ناتمام در رشته پزشکی و داروسازی است. وی فعالیت سینمایی را سال 1334 با بازی در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی مرحوم ساموئل خاچیکیان آغاز کرد. او سال 1341 شرکت سینمایی «پانوراما» را به همراه موسی افشار تأسیس کرد و در اردیبهشت 1391 به دلیل تشدید بیماری سرطان ریه در بیمارستان بستری شد و به دلیل همین بیماری سرانجام در نیمه شب یکشنبه 16 اردیبهشت ماه 1391 دار فانی را وداع گفت.
در نگاهی به کارنامه فعالیت این هنرمند همکاریهای بسیار زیادی با چهره های سرشناس سینمای ایران دیده می شود که بارز ترین آن اولین حضورش در فیلمی از مرحوم سامونل خاچیکیان بود. او پس از بازی در فیلم«چهارراه حوادث» در سال 1334 در بیش ازدر 70 فیلم سینمایی نقش ایفا کرد.قادری با فیلم«داغ ننگ»در سال 1344،فیلمسازی را شروع و 39 فیلم سینمایی-که 12 فیلم از آنها پس از انقلاب ساخته شدند-را کارگردانی کرد.نکتهی قابل ذکر این است که در اغلب این آثار،قادری خود به عنوان بازیگر نقش اول به ایفای نقش میپرداخت .
قادری بعد از انقلاب با تغییر شرایط فیلمسازی در ایران همچنان در عرصهی سینما حضور داشت و سعی نمود از موج سینماگران انقلاب عقب نماند و به ساخت آثاری به شدت شعارزده و تاریخ مصرفدار روی آورد و از سینمای مورد علاقهی خود تا حدی فاصله گرفت.گرچه قادری و فیلمسازان همردیف او،در سینمای گذشتهی ایران منشاء تحول نبودند،اما سرانجام خود را به بدنهی فعلی سینما پیوند دادند و کوشیدهاند در چارچوب شرایط روز جامعه فیلم بسازند.
در نگاهی به سینمای ایرج قادری،اثار متنوعی می توان یافت که وجه مشترک همه آنها تعلق داشتنشان به سینمای بدنه است.که در ادامه به برخی آثار مطرح وی در سینمای بعد از انقلاب می پردازیم .
فیلم "دادا"محصول سال 1361 حکایت رویارویی ارباب و رعیت را روایت میکند.قادری این تقابل را با محور قرار دادن نگاه مالکانهی ارباب به نو عروسان روستا برجسته میکند؛اربابی که طبق یک رسم نادرست و ستمگرانه، نوعروسان را به اختیار میگیرد.دادا که میخواهد عروسش را مصون نگه دارد،علیه ارباب میشورد.این فیلم بیشتر براساس الگوی آثار پیش از انقلاب ساخته شد و از قواعد سینمای آن سالها پیروی میکرد.
مهمترین والبته جذاب ترین اثر سینمای بعد از انقلاب قادری فیلم"تاراج" بود. «تاراج»با فیلمنامهیی از«علیرضا داوودنژاد»،محصول سال 1363 است؛فیلمی که آن زمان در میان فیلمهایی که در ارتباط با موضوع قاچاقچیان مواد مخدر و اعتیاد به گونهیی شعاری و اغراقشده بودند،دست کم از تأثیرگذاری خوبی برخوردار بود و«جمشید هاشمپور» را در ذهن مخاطبان با نام و شخصیت«زینال بندری» معروف کرد.
فیلم با تعلق به آثاری که به گونهیی مستقیم شعار میدهند،پیام خود را در سطح و به وضوح بیان میکرد و یک قاچاقچی مواد مخدر(زینال بندری)را در رویارویی با اعتیاد پسرش قرار مداد؛رویارویی که به تحول زینال و همکاری او با رییس ادارهی مبارزه با مواد مخدر منجر میشد.همراهی یک خلافکار و مأمور قانون بنا به جهتگیری فیلمنامه،از پیش پا افتادهترین اتفاقاتی است که ظاهرا در آن زمان مورد پذیرش مخاطبان عام قرار میگرفت و پایانی قابل پیشبینی را به دنبال داشت.
علاقه قادری به ساخت اثار ملودارم در بیشتر اثارش نمود داشته است که نمونه بارز ان فیلم" می خواهم زنده بمانم" بود. فیلم میخواهم زنده بمانم محصول سال 1373 و بافیلمنامهیی از«رسول صدرعاملی»است.ایدهی اولیهی شکلگیری این فیلم،مربوط به یک پروندهی جنجالی جنایی که به سرانجامی غیرقابل پیشبینی منجر شد برمیگشت.درونمایهی پرونده مربوط به مرگ نوجوانی بود که تمامی شواهد حکایت از قاتل بودن نامادریای داشت.
ابتدا قرار بود خود صدرعاملی فیلم را بسازد که به دلیل نزدیک بودن به متن ماجرا و تحقیقات میدانی،گزینهی مناسبی به شمار میرفت،ولی در نهایت ایرج قادری شروع به ساخت آن کرد.
فیلم با پررنگ کردن ابعاد نمایشی،به گونهیی همان پرداخت شخصیت،روایت و حتی ویژگیهای بصری معمول در فیلمفارسیها را در پی گرفت.این فیلم،کپی آشکاری از فیلم مشهور«میخواهم زنده بمانم»با بازی «سوزان هاوارد»بود.
استقبال گستردهی مخاطبان عام از این فیلم که به نوعی شروع دوبارهی کارگردانی ایرج قادری در سینمای ایران به شمار میرفت،باز هم او را بهعنوان فیلمسازی عامهپسند مطرح کرد و صد البته حضور بازیگران مطرحی مثل فرامرز قریبیان و فاطمه گودرزی نیز در پرفروش شدن فیلم بیتأثیر نبود.
گرچه که پایان فیلم بر مبنای حقیقت شکل میگیرد، اما باید در نظر داشت که دنیای درام اندکی با دنیای واقعی تفاوت دارد و این وظیفهی کارگردان است که برای پایان داستانش یک دلیل منطقی و پذیرفتنی ارایه دهد.در این فیلم،خودکشی نوجوان بدون هیچ علت و استدلال خاصی رخ میدهد و مخاطب در بهت چرایی این ماجرا انگشت به دهان میماند.
قادری چند رویه های را در دیگر اثارش همچون : پاتو زمین نذار، محاکمه ، آکواریوم ، چشمان سیاه، سام و نرگس، شهرت، طوطیا، پنجه در خاک، نابخشوده، و ... ادامه داد.او سعی کرد با نگاه خاص خود به سینما فعالیتش را ادامه و در واقع زنده بماند.



نظر شما